خدا شما و ما را بیامرزد آقای کردان( یادداشت
)
امید حلالی : وقتی آقای علی کردان جهان فانی را ترک می گوید و قبل از اینکه خبرگزاری ها موضوع را تایید کنند دوستی که در تهران به واسطه یکی از مشاوران رییس جمهور در بیمارستان مسیح دانشوری بود بلافاصله پیامک داد و این زنجیره پیامک دادن نیز از طرف ما ادامه پیدا کرد و شاید پیش از اینکه منابع رسمی خبر را اعلام کنند بیشتر مردم و خاصه آنها که قلمی و زبانی درگیر ماجرای آقای کردان داشتند از ماجرا خبردار شدند.
هرچند خبر بستری شدن آقای کردان در بیمارستان به دلایل مختلفی از جمله سرطان خون، آنفولانزای نوع A یا عارضه شیمیایی یادگار دوران دفاع عنوان شده بود که خود وی در جلسه استیضاح منجر به برکناری اش این سابقه را در کارنامه خود اینگونه عنوان کرد : «من شیمیایی هستم اما تا حالا نگفته بودم و اکنون که وادار به بیان آن شدم، از خدا طلب مغفرت میکنم»
اما روح جمعی کامنت گزاران در سایت ها - که به مدد تکنولوژی اینترنتی و برنامه نویسی فنی این امکان را فراهم می آورد تا گفتگویی دو سویه بین خبر دهنده و خبر گیرنده فراهم آید - در لحظات اولیه علت دیگری را هم برای مرگ متذکر شدند از جمله : - بیننده سایت فردا : دق مرگ شد. خدا رحمتش كند. این موضوع دق کردن را یاسر مرادی خبرنگار ایرنا که آخرین گفتگو را با آن مرحوم انجام داده بود هم عنوان کرده است. وی در یادداشتی با عنوان"كردان و عذاب وجدانی كه برای برخی سیاسیون و رسانهها باقی ماند" شیوه استیضاح را در فوت سریع كردان موثر دانست.
در آن ساعات اولیه دریافت خبر بیش از همه چیز واکنش کامنت گزاران جالب توجه بود همچون :
- قابل توجه سایر سیاسیون کشور "هر نفسی طعم مرگ را می چشد" بسیار نزدیک است هر کدام از شما هم به چنین روزی گرفتار شوید. پس آماده باشید نسبت به حق الله، حق الناس
- ما همه مرده پرستیم کاش وقتی برای مرگ یکی این قدر به هم نزدیک میشیم موقع زنده بودن هم همینطوری بودیم خدا رحمتش کنه
- خدا به پاس خدماتش او را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد. برخی دیگر از کامنت گزاران هم به آقایان احمد توکلی و علی مطهری که بیشترین مخالفت را با مرحوم کرده بودند تسلیت می گفتند.
سایت الف نیز که بیشترین تحرک رسانه ای در مورد شبهه در مدرک دکترای آقای کردان را در آن مقطع داشت و حتا از دانشگاه آکسفورد نیز استعلام به عمل آورده بود و پس از انتشار مدرک نیز در گزارشی نوشت : «مدرک آقای کردان منتشر شد/ مملو از غلطهاي گرامري، تايپي و ... » اما صرفن به انتشار خبری کوتاه به نقل از خبرگزاری فارس بسنده کرد.
می شد دریافت که پس از آن همه هجمه سنگین و ماجرای کش دار انتصاب با 169 رای تا استیضاح آقای کردان با 188 رای نوعی عذاب وجدان جامعه سیاسی و رسانه ای را فرا گرفته بود. هر چند که در آن ایام متصل به رقابت های انتخاباتی دهم ریاست جمهوری رقیبان محمود احمدی نژاد پاشنه آشیل و مستمسک و رخنه خوبی در مورد مدرک آقای کردان برای هجمه به دولت نهم یافته بودند و خیمه ی سنگین رسانه ای بر سر آن موضوع زدند و رییس جمهور هم الحق و الانصاف جانانه و بدون پا پس کشیدن حتا به اندازه یک وجب از آقای کردان دفاع کرد تا حدی که : « مدرک تحصیلی وی را کاغذ پارهای نامید که برای خدمت به مردم نیازی بدان نیست» که بر خلاف سنت دو رییس جمهور قبلی بود که رییس دولت خود را برای مردان خود هزینه نمی نمود آنچنان که در ماه های نخست ریاست جمهوری آقای خاتمی در سال 76 وی حاضر نشد هزینه دفاع از شهردار وقت پایتخت آقای کرباسچی را پرداخت کند که یکی از طراحان خلق حماسه 2 خرداد بود!
احمدی نژاد همچنین نشان داد که برخلاف بسیاری از سیاسیون خوش استقبال و بد بدرقه نیست و در پیام تسلیت خود با این جملات از یار همراه خود یاد کرد : « تقدير از جناب آقاي كردان را تكريم غفلت هاي ارزشمدار انساني و تجليل از او را تعظيم جايگاه شايسته مهرورزي ، عدالت و خدمتگزاري مي دانم و به آن همه مردانگي ، استحكام و در عين حال صبوري سكوت و فروخوردن درد مظلوميت حسرت مي خورم»
واقعیت آن است که ما ایرانی ها هر یک برای خود حیات خلوت و پستوهایی داریم که برخی وقایع بازگو نشدنی را در آن می ریزیم و چون رازهایی سر به مهر از آن حفاظت می کنیم - همچون شیشه عمر غول های جادویی - که نباید در هیچ شرایطی این شیشه یا به تعبیری این حریم خصوصی شکسته شود که در رابطه با آقای کردان اینچنین شد تا حدی که او از سختی هایی که بر خانواده و فرزندان دانشجویش پس از جو بوجود آمده رفته بود با رنجش بسیار سخن می گفت.
غالب ما در رقابت های اجتماعی رعایت این حریم خصوصی شیشه ای را نمی کنیم و از همه ابزارهای در دست برای از میدان به در کردن رقیب مان استفاده می کنیم در صورتی که از رسول خدا (ص) روایت های مختلفی بیان شده است که در بدر ، احد ، فتح مکه و ... پیش از آغاز نبرد حقوق دشمن - آن هم دشمن کافر و مشرک و حربی را - به زیبایی هر چه تمام تر به لحاظ ظرفیت های انسانی متذکر می شدند و مگر نه ما و سیاسیون کشورمان پیرو همین رسول «رحمه للعالمین» هستیم و می بایست یکی از ارکان رقابت مان منطبق شدن هر چه بیشتر با سنت و سیره پیامبر اکرم و معصومین (ع) باشد؟
آیا ما اینچنین بوده ایم؟
ما را چه شده است؟
به کجا می خواهیم برسیم؟
خداوند آقای کردان و ما را رحمت کند ، چرا که شاید بسیاری از ما - که خود از حیات خلوت ها و میزان حسنه و سیئه مان بخوبی باخبریم - بیشتر از رفتگان محتاج رحمت و مغفرت الهی هستیم.