و ما رایت الا جمیلا / حقانيت ولايت( مقالات
)
امید حلالی : ايام پس از عاشورا نيز همچون دهه اول محرم قهرمانانى دارد كه برجسته ترين آنها حضرت زينب كبرى(س) و امام سجاد(ع) هستند كه كارواندارى اسراى اهل البيت (ع) را برعهده دارند. براى كسانى كه به سوريه و دمشق رفته اند شايد اين فرصت فراهم آيد تا با قدرى تعمق ، گام به گام مسير كاروان كربلاييان را دنبال نمايند. دو مكان دلگير در اين وادى هست يكى دمشق .« مسجد اموى » و ديگرى « باب الساعه » قديم داراى دروازه هايى بوده مانند باب توما (منسوب به يكى از سرداران مسيحى) و ديگرى باب الساعه كه وجه تسميه آن ساعت ها انتظار كشيدن و نگهداشتن كاروان اسراى حادثه كربلا در پشت اين دروازه قديمى جهت ورود به دمشق و در واقع براى تحقير و خرد كردن روحيه مقاومت در آنان است.
ديگر مسجد اموى ست كه يكى از مساجد قديمى و به تعبيرى بزرگ ترين مسجد سرپوشيده خاورميانه است كه كاروان اسراء پس از ورود به شام به اين مسجد مى آيند و خطبه تاريخى امام سجاد (ع) و رويارويى وى با يزيد در اين مكان صورت مى
گيرد كه بعدها منجر به پشيمانى بى حاصل خليفه اموى مى گردد و مقام راس الحسين نيز كه محل توقف سر مطهر سيد الشهداء در چند روز ابتدايى ورود كاروان به دمشق است در اين مسجد قرار دارد و همچنين مقبره يحياى نبى كه توسط جائران زمانه خود تشنه سر بريده مى شود تا سر متبركش كابين سالومه شود .
يكى از وقايعى كه جا دارد در اين ايام و در مورد تزلزل درون خاندان غاصب بنى اميه به آن پرداخته شود مربوط مى شود به دوران حكومت معاويه ابن يزيد فرزند يزيد جنايتكار و عصيانگرى بر خداوند، كه فرمان قتل امام حسين (ع) و وقوع حادثه جانسوز عاشورا را صادر كرد.
او « قاموس الرجال » معاويه ابن يزيد كه به تعبير را مصداق و يخرج الحى من الميت - خروج زنده از پيكرى مردار - و در بين بنى اميه مانند مومن آل فرعون دانسته اند، پس از يزيد به خلافت رسيد و بر منبر رفت. مدتى طولانى سكوت كرد و سپس حمد و ثناى خداوند تبارك و تعالى را به شكل بليغ به جاى آورد و پيامبر و اهل بيتش را ستود. او سپس گوشه اى از جنايات جدش معاويه و پدرش يزيد را همانا » : در حضور درباريان و مردم بازگو كرد و گفت جدم معاويه كسي كه به حكومت سزاوارتر بود را كنار زد. كسي كه به پيامبر نزديك بود، فضلش عظيم بود، سابقها ش در اسلام از همه زياد بود، در بين مهاجران قدرش از همه بيشتر بود. از نظر قلب از همه شجاع بود، از نظر علم علمش از همه بيشتر بود، از نظر ايمان اولين نفر بود و از نظر ارزش شريفت رين بود. مصاحبتش با پيامبر (ص) از همه قديميتر بود.
پسرعموي رسول خدا (ص)، دامادش، برادرش، همسر دختر رسول خدا (ص) كه رسول خدا (ص) با اختيارش او را براي دخترش برگزيد. پدر دو سيد بزرگوار اهل بهشت. پدرم به خاطر كارهاي بدش و اسراف بر نفسش متخلق به اخلاق امت رسول خدا (ص) نبود. او تابع هواي نفس بود. خطاهايش را نيك مي ديد و اقدامي كرد كه آن اقدام جرأت بر خداوند متعال بود. او حرمت اولاد رسول خدا را شكست... 1) « )
معاويه دوم سپس از منبر فرو آمد و خلافت غصبى را نپذيرفت و مبدع ايده رد خلافت به صاحبان اصلى اش يعنى اهل بيت پيامبر شد. اين مساله بر بنى اميه گران آمد و معلم معاويه بن يزيد را يافته و به اين بهانه كه خليفه تحت تاثير او بوده زنده به گورش ساختند.
واقعه عاشورا به مصداق پيروزى خون بر شمشير سلسله سفيانيان (دودمان ابوسفيان) را كه با 20 سال سلطنت معاويه ، 3 سال حكومت سياه و پر جنايت يزيد و سپس حكومت 40روزه معاويه دوم همراه بود را منقرض كرده و در كودتايى درون گروهى ، بخشى ديگر از امويان به سركردگى مروان بن حكم يعنى مروانيان به جاى سفيانيان به غصب خلافت پرداختند و مى توان بجاى واژه كلى امويان از دو سلسله سفيانيان و مروانيان سخن به ميان آورد. اما در عين حال در كنار نهضت هاى انقلابى و سرخ شيعيان و علويان همچنان »ولايت « راستين جامعه بر عهده اهل بيت در اعصار مختلف باقى ماند.
نكته ديگر كه جا دارد در اينجا مورد اشاره قرار گيرد كه نشان از روحيه بى نظير عقيله ى بنى هاشم است رودررويى او با والى كوفه پس از آن همه حوادث تلخ است كه با ديدى ژرف و آينده نگر از وراى اعصار در مقابل سخن نيشدار و زخم زبان ابن زياد كه با طعنه به اين بانوى قهرمان گفت :كار خدا را با برادران و خاندانت چگونه ديدى _فرمود : و ما رايت الا جميلا ؛ جز زيبايى چيزى نديدم !
و اينجاست كه حقانيت ولايت كه امتداد نبوت است بر همگان و حتا در درون امويان شقى ترين سلسله تاريخ آشكار مى شود.
پى نوشت :
1) القمي الشيرازي؛ محمد طاهر؛ كتاب الاربعين، سيد مهدي رجائي، 1418 ايران كارتون قمري، چاپ اول، ص 502 .