[Home]

۱۰ آذر ۱۳۸۷

خانه مطبوعات خوزستان اعلام کرد: « شورای مردمی صیانت از رودخانه های خوزستان» تشکیل خواهد شد( نقد )

امید حلالی مدیر خانه مطبوعات خوزستان گفت: با توجه به زمزمه های پیش آمده در مورد انتقال آب از سرچشمه های کارون و دز به فلات مرکزی بر این اعتقادیم که تصمیم گیری در این خصوص فقط به دولت برنمی گردد و این عمل را برخلاف منافع ملی می دانیم.

 


۰۹ مهر ۱۳۸۶

عکس های فوری از رویاها/ نقدی بر مجموعه شعر خاطرات من، ماه، چاه و باغچه ( نقد )

امید حلالی: افشین شاهرودی شاعر- عکاس است . او رابطه ای دو سویه مابین شاعری و عکاسی اش برقرار کرده . در عکس هایش شاعر و در شعرهایش عکاس است. مجموعه خاطرات من، ماه، چاه و باغچه از جهاتی با بخش زیادی از شعر کلاسیک و معاصر ما متفاوت است.

شاهرودی در این مجموعه شاعری سوررئال است که از رویاهایش عکس های فوری می گیرد؛ عکس هایی با نگاتیو بنفش. روشنگری های فروید (۱۸۵۶-۱۹۳۵) Sigmund freud درباره اینکه سرچشمه اندیشه ها و رفتار انسان ضمیر ناخودآگاه اوست و ارایه تحلیل هایی پیرامون نقش اساسی (ضمیر ناخودآگاه) در انسان و اینکه ضمیر خودآگاه انسان زیر نفوذ ناخودآگاه انسان قرار دارد، علاوه بر تحولاتی که در روان نشاسی به وجود آورد، در خلق ادبیات مدرن هم سهمی غیر قابل انکار داشت.

 


۲۴ شهريور ۱۳۸۶

جزر و مد اقیانوس شعر و موج ناب ( پرونده خوانی موج ناب)( نقد )

اکنون کدام مذهب از قوم من عریان تر است؟

هوشنگ چالنگی

امید حلالی: شعر«موج ناب» در نیمه دوم دهه پنجاه بر سر زبان ها افتاد. وقتی که منوچهر آتشی که آن موقع مسئول صفحات شعر مجله «تماشا» بود بر کار گروهی از شاعران،«موجب ناب» را اطلاق کرد؛ بر کار گروهی از شاعران مسجدسلیمان . بعدها نیز در طی یک دهه تعدادی از شاعران کشور به آن گویش شعری علاقه نشان دادند. اما طلوع و غروب موج ناب همیشه برای من و خیلی از خوانندگان پی گیر شعر معاصر سوال برانگیز بوده است؛ چون حضور ناگهانی شهابی در تیره آسمان و بعد ناپیدایی اش.

«موج ناب» با خصیصه عطف به خود {self-focosing character} و تمایل به «دیگر بود»ی نسبت به شعر آن دوره با الهام از روح قومی و ضمیر ناخودآگاه جمعی بختیاری ها آغاز شد. میل به متفاوت بودن، انگیزه مشترک شاعران این گروه است. شاعرانی که اکنون پس از فرونشست موج، بعضا به حیاتی شکوهمند در عرصه شعر دست یافته اند که هنر نیز جز این نیست.

 


۲۷ مرداد ۱۳۸۶

نگاهی به مجموعه شعر «پرنوشته ها» سروده ی مرید میرقاید / دعوت به جشن زعفران ( نقد )

امید حلالی: بعضی اوقات می اندیشم که فرآیند شعر سفری را در خود نهفته دارد. سفری به آفاق یا انفس . طبیعی ست که گاه آمدن از این سفر ، شاعر از دستاوردهاش، از تجربه، دانش و شهودش با مخاطبش، یا احبابش سخن گوید. آن گونه که سعدی از سفر می آید و برای دوستانش به رسم هدیه تحفه ی بوستان و گلستانش را می آورد که بر آنها هرگز دست تاراج و تطاول خزان نخواهد رسید.

مرید و دفترش این گونه حکمی برای من دارند. او سال ها از خورستان دور بوده اما منتقدین هماره جایی برای او در تقسیم بندی شعر جنوب قائل بوده اند . سراغ مرید را در دهه های قبل می شود در «فردوسی» دهه ی پنجاه ، با تعدادی شعر، «بنیاد» همان دوران با تعدادی نقد بر چند دفتر شعر و در دو دهه ی بعد در برخی مجلات ادبی با چاپ گاه به گاه شعری گرفت.

 


۲۴ تير ۱۳۸۵

نقدی بر دو شعر از عماد شوشتری و محسن اکبر زاده( نقد )

 


۲۰ خرداد ۱۳۸۵

فانوس گور/ نقد امید حلالی بر مجموعه ی شعر بیامرزی های داریوش اسدی کیارس( نقد )

اما مسجد سلیمان شهری ست که حیات واقعی اش در عصرهای پنج شنبه جریان دارد و حادث می شود؛ در قبرستان های چاربیشه ، نفتون، پشت برج، کلگه ، تمبی و بی بی یان.

و شهری ست که درآن زندگی به نفع مرگ عقب نشینی کرده است. مردمی به شدت عاطفی و نوستالوژیک با شیون هایی سخت در فراق و سوگ با نیلی های پریده رنگ پیراهن های مردان از فرط آفتاب خوردگی و پوشیدن های طولانی . و سازهای های غمین و مویه های هم نوای متالم.

 


۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۵

دوالیسم زبانی: ناخوانا بین دو چهره (نگاه امید حلالی به دو مجموعه شعر افسانه نجومی / فینیقیه زنی بود با کلاه مدرج و سیزیف پرت خنده ی آدم)( نقد )

نخست مایلم نوشته را از این نقطه بیاغازم که این مبحث صرفا نگاهی است به دو کتاب از یک شاعر و نه نقدی درخور ، زیرا که از خصوصیات نقد، همه جانبگی، دربرگیری و توسع است ، دیگر آن که نقد می بایست به هنگام عرضه شود و هوشیارانه از در چاپخانه اثر را تحویل گرفته و به تبیین زوایایش بپردازد و آن را به  خواننده حرفه ای و در وهله ی بعد به علاقمندان توصیه نماید.

 


۳۰ بهمن ۱۳۸۴

تعارض طبقاتي در TITANIC / نوشته امید حلالی( نقد )

فيلم با بسيج امكانات مخفيانه براي يافتن گردنبندي گرانبها موسوم به  قلب اقيانوس  آغاز مي شود .

كاوش گران با در اختيار داشتن  كشتي ، زيردريايي ، چرخبال و روبوت به سراغ كشتي غرق شده تايتانيك (titanic) مي روند . گاو صندوق را كه براي يافتن اَش عزم خود را جزم كرده اند از اعماق دريا بيرون مي آورند . اما بجاي يافتن گردنبند ، نگاره ي زني كه گردنبند را بر گردن آويزان دارد  بدست مي آيد و سپس پخش تصاويري از اكتشافات به عمل آمده آنها را به حل معماي يافتن گردنبند رهنمون مي سازد .

 


۱۰ مرداد ۱۳۸۴

محفل گرايي فلسفي /آهنگرهاي هايدگري و پديده آمريت / نقدي بر فيلم رستگاري در هشت و بيست دقيقه( نقد )

فيلم رستگاري در ساعت هشت و بيست دقيقه به كارگرداني سيروس الوند هم يكي از آن جملگي آثاري ست كه سعي مي كنند شرارت هاي دولتي و فرادولتي بيرون از نظارت دولت را هم حتا به فرديديان و سلف فلسفي وي هيدگر نسبت دهند.

ماجراي فيلم حول و حوش دل باختن فرزند شهيد و رزمنده ي جوان دهه گذشته – ميراث دار ارزش ها – به دختري جنوبي به نام آهو شریفی ست كه بر اثر جنگ كاشانه از دست داده و با پدري موجي و برادري خرد اكنون در تهران در اندشت جهت گذران زندگي و دادن خرج تحصيل برادر و آسايشگاه رواني پدر و دادن مخارج دانشگاه آزاد آقاي جاسبي به روسپيگري شرعي! يعني متعه مردان ثروتمند در قدرت بوده و از قدرت طرد شده مشغول است.

رزمنده مجروح حالا بر اثر گازهاي شيميايي و عشق /رفيقي نيز دارد آهنگر و تئوريسين كه يا در آهنگرخانه و پاي كوره است يا در گوشه عزلت و زير عكس قاب گرفته هايدگر و كناري هم در كتابخانه ديوان حافظ از دور هويداست .

 




[] [ ساعت ] [
]



< بعدی [ ۱ ] قبلی >